الملا فتح الله الكاشاني
387
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
است نه يهود و نصارى و عطا گفته كه در قريظه و نضير واقع شده و اولى تعميم است و قوله * ( أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لأَنْفُسِهِمْ ) * ساد مسد مفعولين يحسب است مانند ( حسبت ان زيدا منطلق و حسبت ان يقوم عمرو ) و ما محتمل آنست كه بمعنى الذى باشد و تقدير اينكه ( لا يحسبن الذين كفروا ان الذى نملى لهم خير لانفسهم ) و يا براى مصدريه پس ما نملى بمعنى املا باشد و بر هر تقدير حق ما آنست كه منفصل باشد از آن ليكن رسم الخط بر طريق اتصال واقع شد و املاء كفار اطالهء عمر ايشانست و يا تخليه ايشان به آن چه خواهند مأخوذ از ( املى بفرسه اذا ارخى له الطول ليرعى كيف شاء ) و بعد از ذكر عدم خيريت ايشان در املا بر سبيل استيناف بيان علت غائيه آن مىفرمايد بقوله * ( أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ ) * بدرستى كه ما مهلت مىدهيم آنها را در زندگانى دنيا و تعجيل عقوبت ايشان نمىكنيم * ( لِيَزْدادُوا إِثْماً ) * تا زياده كنند گناه را و در دين باهل خود ثبات ورزند لام براى عاقبت است يعنى تا باشد عاقبت سرانجام امر ايشان ازدياد اثم پس اين لام مانند لام ( فالتقطه آل فرعون ليكون لهم عدوا و حزنا ) باشد چه هم چنان كه فرعونيان اخذ موسى را سبب سرور و قرة عين خود ميدانستند لكن عاقبت آن منتهى بعداوت و حزن شد و بجهة آن در مقام ( ليكون لهم سرورا و قرة عين عدوا و حزنا ) واقع شد اينجا نيز چون كه اهل كفر و نفاق املا و امهال خود را سبب خوشحالى و مسرت خود ميديدند اما چون كه بسبب تمادى ايام در كفر و طغيان افزودند كه منتهى به عذاب اليم و عقاب جحيم است از اين جهت فرموده كه * ( لِيَزْدادُوا إِثْماً ) * * ( وَلَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ ) * و مر ايشانراست عذابى خوار كننده و رسوا سازنده و مانند اينست كلام منسوب بامير المؤمنين ( ع ) قليل عمرنا فى دار دنيا و مرجعنا الى بيت التراب له ملك ينادى كل يوم لدوا للموت و ابنوا للخراب و نميتواند بود كه لام لام اراده و غرض باشد زيرا كه قبيح است و قبح براى خداى تعالى روا نيست و ديگر آنكه اگر لام اراده باشد لازم آيد كه كفار مطيع او سبحانه بوده باشند در احداث ذنوب و مأثم و اين خلاف اجماعست و خلاف كريمهء وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ وَما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّه وَما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّه مُخْلِصِينَ لَه الدِّينَ و لا بد است كه آيه را تخصيص كنند به كسانى كه علم الهى تعلق گرفته باشد به آنكه بر صفت كفر بميرند و ابو القاسم بلخى در معنى آيه گفته كه بايد گمان نبرند كفار كه امهال ما ايشان را خير باشد ايشان را و سبب خشنودى ما بافعال ايشان بلكه شر است مر ايشان را زيرا كه مهلت ميدهيم ايشان را و ايشان اثم را در آن زياده ميكنند و به جهت آن مستحق عذاب اليم مىشوند و مانند اينست آيه وَلَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ چه مراد از آن اينست كه ما آفريديم بسيارى از مردمان را و زود